تبليغاتX
هفته نامه اشراق
وقایع نگاری انتشار یک هفته نامه حوادثی

8

شماره هشتم اشراق با آميزه‌اي از رنگ ديشب چاپ شد اما از آنجا كه دير به چاپ رسيده بوده به توزيع نرسيد و قرار است فردا صبح روانه دكه‌ها شود.

روانه كردن فايل‌هاي صفحه‌بندي شماره هشتم به چاپخانه ديروز خيلي ما را اذيت كرد. كامپيورترهاي ما از هفته گذشته به كل معيوب شده بودند و همين برنامه ما را با تاخير مواجه كرد. بگذريم. اين شماره موفق شديم نظراتي از برخي خوانندگان خود به دست آوريم .آنها كه به ما اس.ام.اس داده بودند. همه از اين گله‌مند بودند كه بسيار غلط داريم. عذرخواهي ما را بپذيريد و به ما فرصت دهيد تا در يكي دو شماره آينده اين مشكل بزرگ را مرتفع كنيم.

نمي‌دانم رنگي شدن چقدر خوب بوده ؟ براي همين خواهش مي‌كنيم نظرات خود را به ما اعلام كنيد. ضمنا تلفن دريافت پيام كوتاه ما را هم از ياد نبريد. ما بدون كمك شما در سياهي شب دور خود مي‌چرخيم.

09192012377

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 22:0  توسط سینا قنبرپور   | 

بازار و شرایطی که باید به آن تن دهیم 

از ابتدای تدارک برای انتشار اشراق وجوه مختلفی را برای تمایز برگزیدیم. از جمله این وجوه بحث قطع و رنگ بود. ما اعتقاد به چاپ سیاه و سفید داشتیم و روی دکه هم می توانست یک نشریه سیاه و سفید در میان انبوهی از رنگی ها خودی بنمایاند. اما بعد در مرحله اجرا رنگ دومی هم به کارما افزوده شد رنگی که می توانست یادآور هفته نامه « حوادث » باشد. از شماره نخست اشراق تا به حال 5 ماه گذشته است و هر شماره هر کس از راه رسیده گفته چرا رنگی چاپ نمی کنید و چرا قطع آن را مثل بقیه هفته نامه ها بزرگ نمی گیرید؟

این موضوع از نظر بخش آگهی ها هم مد نظر بود اما واقعیت این بود که هیچ کس حتی خود ما برای اشراق شدن اشراق هیچ تبلیغی نکرده بودیم و آن وقت انتظار داشتیم مردم بیایند و بخرندش. آقای عطارپور نکته جالبی را در جلسه روز سه شنبه 19 تیر 1386 مطرح کرد. او گفت وقتی از دکه دار یا شرکت توزیع بپرسی چرا یک نشریه نمی فروشد اگر سیاه و سفید باشد می گوید چون رنگی نیست و اگر قطعش کوچک باشد می گوید چون قطعش بزرگ نیست.

به هر حال برای یک مسئله به خودم اجازه ندادم بیش از این پافشاری کنم که نه ما با همین وضع پیش می رویم و آن ادامه حیات یک رسانه بود رسانه ای که هنوز خوب جان نگرفته است. وقتی دو هفته قبل از شاهرود یک توزیع کننده روزنامه تماس گرفت و خواستار توزیع اشراق شد و بلافاصله شروع به تبلیغ در دکه ها و سطح شهر شاهرود کرد با خودم فکر کردم اگر بقیه هم فکر لقمه آماده نبودند و قدری با ما در این کار همیاری می کردند وضع بهتر از این می شد هم برای ما و هم برای آنها. اما همه لقمه آماده می خواهند.

به هر حال اشراق از شماره هشتم اگر مشکلی پیش نیاید رنگی چاپ می شود. البته نه برای دل خوش کردن بخش توزیع و نه برای دل دکه دارها بلکه برای جذب آگهی. این موضوعی بود که من به آن تن دادم.

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 1:25  توسط سینا قنبرپور   | 

روي جلد هفتم

شماره هفتم اشراق امروز توزيع شد. ديشب كار چاپ آن در چاپخانه گلها تمام شد. وقتي به خانه رسيدم فقط يكساعت دوام آوردم و نفهميدم كجا خوابم برد. بيدار شدنم از استرس امتحان امروز صبح بود. از ساعت 5 تا 8 صبح هم مشغول درس خواندن و ... . بگذريم . اين شماره تدارك تازه‌اي براي جذب مخاطبان ديده‌ايم. همشهري جوان قرار است در شماره جديدش آگهي اشراق را چاپ كند. آگهي ديگري هم براي روز شنبه در صفحه حوادث همشهري چاپ مي‌شود. ويژگي اين شماره آغاز مسابقه اشراق است. بيشتر از ربع سكه در توانمان نبود و حالا با همين شروع مي‌كنيم تا بعد خداكريم است.

مسابقه اشراق هدفش افزايش مطالعه است و با كتاب‌هاي پليسي هم كار را شروع كرده‌ايم. كساني كه بتوانند به پرسش ما پاسخ درست بدهند جزو برندگان خواهند بود. نفر اول ربع سكه و نفر دوم و سوم با همكاري نشر طرح نو جايزه فرهنگي خواهد برد.

براي توزيع هم برنامه‌هايي داريم. ممكن است از شماره‌هاي بعدي تهران را فقط از طريق چند كتابفروشي عرضه كنيم و بيشتر مشترك قبول كنيم. اين تصميم حاصل 6 شماره بررسي رفتار دكه‌هاي تهران است. آنها تحت هيچ شرايطي حاضر نشده‌اند اين نشريه را به خوبي عرضه كنند. در بهترين حالت اشراق وقتي دوشنبه توزيع مي‌شود تا پنجشنبه روي كيوسك مي‌ماند. اما بدترين حالت را بيشتر تجربه كرده ايم. فقط دوشنبه اشراق عرضه مي‌شود. شركت نشر گستر امروز و در راس آن آقاي جيرودي نسبت به اين موضوع واكنش مثبتي نشان نداده است. آنها فقط مدعيند كه خوب عرضه مي‌شود و اين دكه‌دار است كه نمي‌پذيرد اين نشريه را به خوبي روي كيوسك عرضه كند.

آقاي رمضانپور از وجود مشكلات مختلف بر سر راه عرضه مطبوعات گفت. از مافياهاي مختلفي كه بر سر راه توزيع اين نشريه هست. اما مگر ما الان چقدر تيراژ داريم. با تيراژ 12 هزار نسخه‌اي اشراق كه كسي نبايد نگران باشد. اما جالب است كه در اين مدت متوجه رفتاري در ميان اين جماعتي كه با آنها سر و كار داريم شده‌ام. چه شركت‌هاي تبليغاتي ، چه توزيع و چه دكه‌داران. همه لقمه‌ آماده و بزرگ مي‌خواهند. همه مي‌خواهند همه را يكجا ببرند. كسي به اين فكر نمي‌كند كه خردخرد كاري جديد مي‌تواند پيشرفت‌هاي خوبي را نصيبشان كند. همين بيشتر عذابم مي‌دهد. همين سئوال مرا به اين نكته وا مي‌دارد كه با اين شرايط من و همراهانم چقدر ديگر دوام مي‌آوريم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 18:26  توسط سینا قنبرپور   |