مدت زیادی شد. حسابش نکرده ام. اما باید بگویم که تمام تلاش هایی که برای انتشار یک هفته نامه حوادثی داشتم تنها یک سال پس از شروع به این کار به گل نشست. سپس هر چه تلاش کردم تا در قالب یک مجله مستقل و در عین حال خواندنی نشر و اطلاع رسانی را ادامه دهم، این بار حتی برای یک شماره هم میسر نشد. نتیجه اینکه با وجود تقاضای انتقال مجوز امتیاز هفته نامه اشراق به شرکت «اشراق اندیشه تابان» و انتظار برای شنیدن پاسخ هیئت نظارت بر مطبوعات، صاحب امتیاز اشراق به دلیل بی نظمی هایی که در انتشار آن پیش آمده بود و عده ای از همکاران مطبوعاتی من هم زیر پایش نشسته بودند، همه قرار و مدارها را کان لم یکن کرد و این شد پایانی برای برنامه های من و نشریه داری!
در این مدت یعنی از اسفند 1385 تا به حال بنا داشتم هر چه در مسیر کار روی می دهد را بنویسم تا خود خاطره ای باشد از آنچه معمولا در خود صفحه های یک نشریه منعکس نمی شود. اگر گاهی حوصله شما از بابت آن نوشته ها سر رفت مرا ببخشید. به هر حال با وجود آنکه هنوز مطالبی هست که در قالب تجربه اشراق دوست داشتم بنویسم اما با توجه به اینکه دیگر من مسئولیتی در انتشار اشراق ندارم بنابراین لازم است تا به اینم خاطره مجازی هم پایانی بدهم. اگر از این به بعد دوست داشتید مرا به عنوان یک خبرنگار در دنیای مجازی ببینید می توانید به آدرس پس از تابستان 1388 سر بزنید. این پایانی است بر اشراق و من. به امید حق.