دفتر پنجمين جشنواره مطبوعات شهري غروب يكشنبه 12 آبان 1387 با اهداي جوايز در 14 رشته بسته شد تا نمونه ديگري باشد از جشنوارههايي با داوران ثابت جشنوارههاي گذشته.
بحث داوري از آنجا جلب توجه كرد كه وقتي بيانيه هيئت داوران خوانده ميشد جملات اعجابانگيزي در نقض كار داوران در آن به چشم ميخورد. داوران چه در اظهارنظرهايي كه فيلم آن در حين اختتاميه پخش شد و چه در بيانيه تاكيد ميكردند كه هيچ تعريفي از گزارش شهري وجود ندارد، كميت آثار خوب است ولي كيفيت آن خوب نيست، الگويي براي مطبوعات شهري وجود ندارد و ... .
براي نمونه در بخشهاي پاياني بيانيه آمده است:« مرور آثار خبري و گزارشهاي تحقيقي نشان ميدهد كه هنوز رسانههاي كشور در حوزه شهري با ارائه اثر حرفهاي فاصله دارند. از اين رو لازم است مديران رسانهها و نيز مراكز آموزشي توجه بيشتري را در تقويت اين حوزه مبذول كنند.»
يا در بندي ديگر چنين آمده است كه :« هنوز از «گزارش شهري» تعريف روشني وجود ندارد. لازم است مراكز آموزش رسانهاي و همچنين رسانهها در خدمت به ارائه مدلي از «گزارش شهري» همت كنند.»
وقتي به ليست هيئت داوران نگاهي بيندازيم نامهاي آشنايي به چشم ميخورد. در واقع همانهايي كه در مراكز آموزشي و دانشگاهي كرسي تدريس دارند و در بين روزنامهنگاران چهرههاي شناخته شدهاي هستند.
داوران جشنواره عبارت بودند از :« محمد مهدي فرقاني، فريدون صديقي ، جلال رفيع، يونس شكرخواه، علي اصغر محكي، مجيد رضاييان، محمد حسين نيرومند، حسن نمكدوست، منوچهر احترامي، علي شكوهي، محمد ستاري، رسول اولياءزاده، مجتبي آقايي، بهرام عظيمي، علي قنواتي، علي هاشمي شهركي، كوروش پارسانژاد، مسعود شجاعي طباطبايي و حجهالاسلام والمسلمين سيد محمود دعايي.»
حال با اين اوصاف نكاتي در ذهن تداعي ميشود كه لازم است هيئت محترم داوران به آن پاسخ دهند:
1- ارائه تعريف از گزارش شهري وظيفه خبرنگار است يا صاحبنظران رسانهاي؟ آيا كمكاري خود اساتيد روزنامهنگاري نيست كه تعريفي درست از گزارش شهري وجود ندارد؟
2- ارائه الگوهاي مناسب كاري براي خبرنگاران و روزنامهنگاران نيز وظيفه اساتيد و صاحب نظران رسانهاي است. بنابراين اگر اثر حرفهاي وجود نداشته يا كيفيت آثار ارائه شده مطلوب نبوده بايد پرسيد آيا خبرنگاران و ارائهدهندگان آثار الگويي مناسب براي كار داشتهاند كه بتوانند كار با كيفيتي توليد كنند؟
3- متاسفانه تعدادي از داوران صرفا استاد دانشگاهند و خود دستي بر قلم ندارند و همين نقيصهايست كه نميتوانند خود گزارش شهري بنويسند يا نمونه كاري توليد كنند كه من خبرنگار بتوانم از آن الگوبرداري كنم.
4- هيچ كدام از داوران نه در رشته مطبوعات شهري فارغالتحصيل شدهاند و نه تجربهاي مداوم در نوشتن گزارش شهری دارند بنابراين دور از شان حرفهاي است كه داوراني كه خود با مطبوعات شهري بيگانهاند از كار بيكيفيت ديگران گلهمند باشند.
5- داوران به خود اجازه داده بودند كه در برخي رشتهها نفر اول و دوم معرفي نكنند. سئوال اين است كه در نبود تعريف گزارش شهري، نبود الگوي مناسب و كار با كيفيت وظيفه داوران چه بوده است. آيا عقلاني نبود به جاي اين كار از ميان آثار ارائه شده و در سطح جشنواره مطبوعات شهري و با كيفيت اين جشنواره آثاري كه واجد شرايط اول تا سوم بودند انتخاب شوند؟